برچسب:, :: :: نويسنده : ایمان شهریاری
اذان جمکران شوری به پا کرد / دلم را از غم عالم جدا کرد صبا را گشته بودم محرم راز / مرا با رمز غیبت اشنا کرد بخوان در دل تمنای فرج را / بگو شاید نگاهی هم به ما کرد . . . اللهم عجل لولیک الفرج . . . آرزو هایم زیر انبوهی از خاکستر ، هنوز نفس می کشد هنوز شعله ورند ، نسیم مهربانی تو کدام جمعه می وزد . . . ؟ . . . سر می نهم به پای تو یا صاحب الزمان / جان می کنم فدای تو یا صاحب الزمان تقدیم میکنم سرو جان را ز فرط شوق / گر بشنوم صدای تو یا صاحب الزمان . . . . . . یا صاحب الزمان!تو ببین بی قراری ام / چشمان منتظر به در واشک وزاری ام عمریست من نشسته وجام میم تهیست / ساقی بیا وتازه نما می گساری ام . . . . . .
امام صادق(ع): اهل آسمان و زمین بوسیله ی ظهور او خوشحال می شوند. پرندگان هوا و ماهیان دریا نیز با ظهور او شادی می کنند. خدایا ، درک دوران سبز ظهور دولت عشق را نصیب ما بگردان آمین ادامه در لینک زیر
. . . هجر تو ز درد و داغ دلگیرم کرد / اندوه غم زمان زمینگیرم کرد گفتند که جمعه میرسی از کعبه / این رفتن جمعه جمعه ها پیرم کرد . . . . . . در سرى نیست که سوداى سرکوى تو نیست / دل سودا زده را جز هوس روى تو نیست سینه غم زدهاى نیست که بىروى و ریا / هدف تیر کمانخانه ابروى تو نیست . . . . . . بیاموزم ز نرگس بی قراری / غروب جمعه ها چشم انتظاری نویسم شرح هجر و بی قراری / غم نرگس غم چشم انتظاری یا اباصالح المهدی(عجل الله) ادرکنی . . .
عشق تو ورد زبونم / همیشه ازتو می خونم تو شبای بی ستاره / توی ماه آسمونم همیشه در انتظارم / جمعه ها رومی شمارم به جز دیدن رخ تو/ دیگه حاجتی ندارم . . . . . .
آه می کشم تو را با تمام انتظار / پرشکوفه کن مرا ، ای کرامت بهار در رهت به انتظار،صف به صف نشسته اند / کاروانی از شهید ، کاروانی از بهار . . . . . . گر چه پیمان را شکستم بر سر پیمانه ام / با همه بد عهدی ام آن عاشق دیوا نه ام گر به ظاهر دورم از در گاه تو ای نازنین / باز هم مشتاق روی دلکش جانا نه ام . . . . . .
دل که آشفته روی تو نباشد دل نیست / آنکه دیوانه خال تو نشد عاقل نیست مستی عاشق دل باخته از باده توست / بجز این مستقیم از عمر و مگر حاصل نبست . . . . . .
جمعه ای دیگر شد و ما مـانده ایم /از قطار عاشـقان جا مـانده ایم کی میایـی؟ در کدام آدینه ای؟ / بهر امداد دل غم دیده ای . . . . . .
مولای من! باید به ارتفاع دل شما اقتدا کنم / تا اضطراب بی کسیام را دوا کنم من وسعتی شبیه کویری شکستــهام / باید برای بارش این شب ابری دعا کنم . . . . . . آقا سلام گرچه بلند است جایتان / می خواهم از زمین بنویسم برایتان یک نامه حاوی همه حرفهای راست / یک نامه از کسی که کمی عاشق شماست یک نامه از بلندی انسان که پست شد / یک نامه از کسی که دچار شکست شد این نامه مدح نیست فقط شرح ماتم است / یک ذره از هزار نوشتم اگر کم است بعد از شما غبار به آیینه ها نشست / شیطان دوباره آمد و جای خدا نشست پرپر شدند در دل طوفانی از بدی / گلهای رو سپید همیشه محمدی آمد به شهر فاجعه، اسلام راحتی / انسان منهدم شده، قرآن زینتی بیمارهای عشق خدا« بهتر»ی شدند / جلباب هایمان کم کم روسری شدند خورشید مرد و شام تباهی دراز شد / بر روی دشمنان در این قلعه باز شد در کسوت قدیمی آزادی زنان / دنیای ما اگرچه گرفتار آمدست اما هنوز تشنه نام محمد است / در انتهای نامه خیسم سلام بر نام بزرگوار و نجیب پیامبر نظرات شما عزیزان: ![]()
![]() |